خلاصه داستان:
دخترى شهرستانى (پورواینس) مجبور میشود نامزد نقاش خود (میلر) را ترک کرده و به پاریس برود تا با مردى متشخص (منجو) ازدواج کند. او بین عشق و آسایش باید یکی را انتخاب کند
خلاصه داستان:
“ماتیلدا” دختر جوان بی نهایت کنجکاو و با هوشی است که با والدین بی فرهنگ
خود که اصلا به او توجهی ندارند، بسیار تفاوت دارد. او با بالا رفتن سن، به
تدریج میفهمد دارای قدرت حرکت دادن اشیا از دور است و می تواند از این
توانایی در راه از بین بردن رنج هایش و کمک به دوستانش استفاده کند…
خلاصه داستان:
پس از فرار از مارپیچ، گلدرها با چالش جدیدی روی جاده های بی انتها که
دارای چشم اندازی متروک و پر از موانع غیر قابل تصور است، روبرو می شوند…